سرنوشت کشور ومردم لیبی (درسی برای عبرت)
تونس در سال ۱۵۳۴ توسط معروف ترین دزد دریایی – «خیرالدین» که در اروپا به نام "باباروساً شهرت داشت – تصرف شد و در سال ۱۵۳۵ توسط اسپانیا باز پس گرفته شد و سرانجام در سال ۱۵۷۴ تحت کنترل امپراطوری عثمانی درآمد.
راهزنی دریایی دلیل و منبع اصلی در آمد تمام ترکها در طول نوار ساحلی باقیماند و غارت و راهزنی دریایی سرانجام فرانسه را پس از سه قرن وادار به دخالت در الجزایر کرد.
در سال ۱۸۸۱ تونس تحتالحمایه فرانسه شد و مراکش (کشوری که از زمان امپراطوری مارینید، تحت رهبری سلطانهای محلی، بطور متزلزلی مستقل باقیمانده بود) نیز در سال ۱۹۱۲ تحتالمایه فرانسه شد. ایتالیا در سال ۱۹۱۲ لیبی را از ترکیه گرفت.
بنابراین مناطق ساحل «بارباری» وارد آخرین فاز مستعمراتی قبل از استقلال شد.
جنگ ایتالیا ـ ترکیه: ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۲ میلادی
کنترل ترکیه بر منطقه لیبی مدرن در دوران حکومت عثمانی صوری بود . در سال ۱۷۱۱، در منطقه غربی، «تریپول ایتانیا» نوادگان یکی از حاکمان عثمانی، بهنام «احمد کار امان لی»، بعنوان «پاشا» رسماً حکومت خود را آغاز کرد و تا سال ۱۸۳۲ آن مناطق را تحت کنترل خود نگاه داشت. در منطقه شرقی «ساید نای سا» قدرت واقعی در دستان «سنوسی» یکی از پیروان مصلح مذهبی قرن نوزدهم (الزانوزی الکبیر)، از قبیلههای عرب بادیه نشین بود. وی عقاید مذهبی محکم و چهره مردم پسندی نیز داشت.
نقل مکان ناگهانی ترکها از منطقه نتیجه مخالفتهای محلی نبودهاست. این اقدام به نحوی خواست ایتالیائیها بوده که بعدها در بازی قمار امپراتوری وارد شد تا سهم خود را در بازی قمار در آفریقا تا زمان موعود، افزایش دهد. در دهه نخستین قرن بیستم میلادی الجزایر و تونس تحت کنترل فرانسه باقیماندند. مصر نیز بریتانیایی ماند. لیبی، واقع بین این دو منطقه بریتانیایی و فرانسوی، بخشی از شمال آفریقا بود که در آن ایتالیا منافع بازرگانی خود را توسعه میبخشید. در سال ۱۹۰۰، دولتهای فرانسه و ایتالیا به یک توافق محرمانه دست یافتند. فرانسه طرح کنترل مراکش و ایتالیا طرح کنترل لیبی را در دست اجرا داشتند. هر کدام دیگری را اختیار میدادند و دست آن یکی را در آن منطقه باز میگذاشتند. در سال ۱۹۱۱ ایتالیا با بهانهای جعلی دستاویز پیدا کرد تا یک اولتیماتوم ۲۴ ساعته به استانبول بدهد و درخواست حضور نیروهای نظامی ایتالیا در «تریپولیتانیا» و «سایره نای سا» را بهمنظور محافظت از جمعیت بومی ایتالیایی به ترکیه داد. به فاصله یک روز پس از این درخواست، ایتالیا اعلام یورش مرزی به شمال آفریقا را داد. ایتالیا در این زمان با کمی درنگ نسبی وارد شد، تا حدی، آن هم بهدلیل مقاومت معنوی از سوی مردان قبایل «زانوزی» به نفع اربابان امپراتوریشان، که حداقل پیروان دین اسلام بودند. اما در پاییز ۱۹۱۲، ترکیه به واسطه مشکلاتی که با آنها روبرو شد به ستوه درآمد و آماده بود تا سرتسلیم فرود آورد. تحت پیمان امضا شده در اکتبر در «اوچی» (ناحیه دریاچه کنار لوزان)، تریپولیتانیا و «سایره نای سا» به ایتالیا واگذار گردید. قدرت جدید امپراتوری بزودی «فیزان»، منطقهای در جنوب غربی تحت کنترل زانوزی را به اشغال خود درآورد. با ضمیمه ساختن خاک «فیزان» لیبی مدرن شکل گرفت ـ گرچه هنوز تنها بهعنوان یک منطقه خارجی از اشغال ایتالیا در زحمت و انزجار بسر میبرد.
جنگهای جهانی و فاشیسم
در دهه ۱۹۳۰عمر مختار با استعمار ایتالیا جنگید ولی در پایان نیروهای فاشیست او را اسیر و به دار آویختند. در مدت کوتاه حضور ایتالیا در لیبی، منطقه شاهد دو جنگ جهانی و ظهور فاشیسم بود. این رخدادها تأثیرات شگرف و متفاوتی را در منطقه در پی داشت. درخواستهای پدید آمده ناشی از بروز جنگ جهانی اول موجب آن گردید تا نیروهای نظامی ایتالیا صرفاً از شهرهای ساحلی لیبی عقب نشینی نمایند تا اینکه آن مناطق ایمن بمانند. از سوی دیگر، کنترل منطقه مجدداً در دستان شبکه زانوزی بومی «زاویه» (پاسگاههای مرزی دور افتاده دارای استحکامات نظامی در اطراف یک مسجد) قرار گرفت. پس از پایان جنگ، رهبر زانوزی «محمد ادریس» قصد دست یابی به یک توافق و مصالح با ایتالیائیها را کرد. در سال ۱۹۲۰ وی تسلط و حاکمیت ایتالیائیها را بر منطقه ساحلی «سای رونای سا» به رسمیت شناخت و در عوض وی بهعنوان «امیر» منطقه دست یافت. ولی این رابطه پریشان به واسطه تاخت و تاز فاشیسم فرو ریخت. زمانیکه حکام فاشیست در لیبی به اتخاذ اقدامات خشن مبادرت نمودند و بهعنوان نمونه به استفاده از اردوگاههای اسیران جنگی برای مطیع ساختن و سرکوب مقاومت مردمی در «تریپولتانیا» و «سای رونای سا» روی آوردند، ادریس در سال ۱۹۲۳ به مصر گریخت. (دو استان مذکور در سال ۱۹۳۴ برای تشکیل کولونی لیبی با هم متحد شدند). جنگ جهانی دوم در حالی به پایان رسید که گروه همراه زانوزی برنده میدان بودند، به عنوان دشمنان ایتالیا، آنها هم پیمانان طبیعی بریتانیا و ایالات متحده گردیدند. آنها سهم خود را در رقابت همه جانبه و مهم سالهای ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳ که ایتالیائیها و آلمانها را از شمال آفریقا بیرون راندند، ایفا نمودند. در خلال مراحل نهائی جنگ دوم جهانی و در سالهای پس از جنگ، «تریپولتانیا» و «سای رونای سا» از سوی بریتانیا اداره میشدند و این در حالی بود که «فیزان» تحت کنترل فرانسویها قرار داشت. اما اینطور توافق گردید که آینده لیبی بایستی توسط سازمان ملل متحد تعیین گردد. نتیجه این اقدامات صدور بیانیه برای استقلال لیبی توسط سازمان ملل متحد بود. در دسامبر ۱۹۵۰ یک مجمع ملی در لیبی به نمایندگی از تمامی سه استان محمد ادریس را به عنوان پادشاه لیبی برگزیدند. وی با عنوان ادریس اول بهطور رسمی استقلال کشور جدید لیبی را در ۲۴ دسامبر ۱۹۵۱ اعلام کرد.
لیبی سلطنتی: ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۹
ادریس بهعنوان یک سلطان نسل قدیم با توجهاتی بسیار ضعیف به ایدهآلهای دمکراتیک در لیبی حکمرانی نمود. برای ۸ سال نخست حکمرانی، از متصرفات و قلمرو او ظاهراً کاسته شد و به یک منطقهای بیخاصیت تبدیل گردید که در آن یک اقتصاد معیشتی برای امرار معاش روزانه او فقط با عواید حاصله از پایگاههای هوائی بریتانیا و ایالات متحده و به واسطه کمکهای بینالمللی قرار داشت. این وضعیت در سال ۱۹۵۹ به کشف منابع عمده نفتی بدل گردید. ادریس با این درآمد ملی انبوه و سرمست از آن همه درآمد، شروع به دفاع از استقلال لیبی جدید کرد. مذاکراتی درخصوص تضمین عقب نشینی نیروهای نظامی بیگانه از خاک لیبی شروع شد. روزگار به کام شاه نماند. در سال ۱۹۶۹ زمانیکه وی در حال دیدار از ترکیه بود، او طی یک کودتای بدون خون ریزی به فرماندهی یک کاپیتان ۲۷ ساله از سمت خود معزول گردید. نام افسر مذکور معمر القذافی است.
رژیم سرهنگ قذافی: از سال ۱۹۶۹ میلادی
قذافی بلافاصله فرماندهی نیروهای مسلح کشور و ریاست شورای فرماندهی انقلاب را که قرار بود بر لیبی حکومت نماید را در دست خود گرفت. از سال ۱۹۷۹ در سمت رهبر انقلاب بر لیبی حکومت راند. وی در عالم سیاست به دلیل قدمت و اظهار نظرهای عجیبش بسیار معروف بود . ریشههای مختلف فلسفه سیاسی او ـ اسلام و ناسیونالیسم عربی است. سوسیالیسم در بیانیههای صادره از جانب او با یکدیگر ترکیب گردیدند و کتاب سبز (چاپ شده در دو دوره: در سالهای ۱۹۷۶ و ۱۹۸۰) را تشکیل دادند. یک عنصر فوق العادهای با یک نام جدید برای کشور در سال ۱۹۷۷ اضافه گردید. این کشور موسوم بود به جمهوری عربی سوسیالیستی مردمی لیبی. عبارت جمهوری (دولت از طریق تودهها) این معنا را میرساند که قدرت به یک هزار و پانصد کمیته محلی واگذار گردد.
جنگ داخلی لیبی
جنگ داخلی لیبی، در سال ۱۳۸۹ (۲۰۱۱ میلادی)، بدنبال بالاگرفتن اعتراضات و راهپیماییهای خیابانی مخالفان و سپس شورش سراسری، علیه حکومت لیبی و رهبر آن، معمر قذافی با سرکوب شدید اعتراضات شکل گرفت. این اعتراضات از ۲۳ دی ۱۳۸۹ خورشیدی (۱۳ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی)، در این کشور آغاز شد و از روز ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ (۱۷ فوریه ۲۰۱۱ میلادی) بشکلی گستردهتر و بتدریج بصورت شورش سراسری درآمد که با برخوردهای خونین و خشونتآمیز حاکمیت با مردم معترض روبرو شد و همه شهرهای لیبی را دربرگرفت. و به جنگهای شهری و بین شهری، میان مخالفین و هواداران حکومت منجر شد. نیروهای مخالف حکومت از جانب شرق به غرب شهرهای لیبی را تحت کنترل خود قرار دادند و در شهر شرقی بنغازی، دومین شهر بزرگ کشور، دولت موقت تشکیل دادند. شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامهای داراییهای قذافی و ده نفر از نزدیکان او را توقیف نموده و مسافرت آنان به سایر نقاط جهان را محدود ساخت. براساس این قطعنامه، اقدامات قذافی و نزدیکانش توسط دادگاه جنایات بینالمللی پیگیری شد. در ۶ تیر (۲۷ ژوئن ۲۰۱۱ میلادی) دستور بازدشت قذافی صادر شد. در پیشرویهای مخالفین بیشتر شهرهای شرق کشور و نیمی از شهرهای شمال غربی به کنترل آنها درآمد و تنها پایتخت لیبی (طرابلس) و چندین شهر دیگر در غرب کشور دردست نیروهای دولتی باقیماند. در اوایل ماه مارس شهرهای شرق لیبی از جمله بنغازی و چندین شهر دیگر مورد هجوم موشکی نیروهای قذافی قرار گرفتند. در این زمان اعضای شورای امنیت برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی به توافق رسیدند.[۶] در این درگیریها طی چندماه، چندین بار نیروهای دولتی بعضی شهرهای در دست مخالفین را تصرف کرده و مجدداً از آنها رانده شدند. در ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ (۲۰ اوت ۲۰۱۱ میلادی) مخالفین توانستند همه شهرهای مذکور را در دست خود بگیرند. در ۳۱ مرداد (۲۲اوت) مخالفین به طرابلس نفوذ کردند و وارد میدان سبز شدند. مخالفان در۱ شهریور (۲۳ اوت) توانستند با گذر از بابالعزیزیه به محل اقامت قذافی وارد شوند. علیرغم اینکه گزارشهای قبلی حضور قذافی و خانوادهاش در بابالعزیزیه را تایید میکرد، مخالفان اثری از آنها نیافتند.سرانجام مخالفان پس از اشغال شهر سرت زادگاه قذافی او را به قتل میرسانند.
منابع
کتاب لیبی و تاربخ
مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «History of Libya»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۱).
نگاهی دیگر : آن روی سکه لیبی دوران قذافی چاپ
روزهای تاریک لیبی
لیبی معاصر تا سال ۱۹۱۴ که توسط ارتش ایتالیا به اشغال درآمد، بخشی از امپراطوری عثمانی بود. زندگی مردمانش هم چندان پیچیده نبود، آنهایی که در ساحل دریای مدیترانه زندگی می کردند از طریق کشاورزی و یا از راه دزدی دریایی زندگی می کردند و زندگی برای آنهایی که در بیابانها بودند نیز آنگونه بود که پدرانشان زنده ماندن در صحاری بزرگ لیبی را آموخته بودند.
لیبی تا سال ۱۹۵۱ که استقلال خود را با مبارزات مردمی و شکست ایتالیا به دست آورد عمدتا تحت نفوذ ایتالیا بوده است.
نتایج استعمار ایتالیا برای لیبیایی ها عمیقا درد آور و متاثر کننده بود. بیش از یک سوم جمعیت این کشور در جنگهای ایتالیا و یا بر اثرسوء تغذیه جان خود را از دست دادند.
تنها در"سرنائیکا" (برقه) یکی از اردوگاههایی که ارتش ایتالیا در غرب لیبی برپا داشته بود، بیش از نیمی از ساکنان و اسرای اردوگاه یعنی بیش از ۵۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند.
آنچه از سالهای استعمار ایتالیا در لیبی بر جای ماند، تنها شمار مردگان نبود، درآمد سالانه بسیار پائین، بی سوادی گسترده از دیگر ثمره های استعمار بود.
فقر و تاثیر شدید استعمار در این کشور تا به آنجا بود که تا سالها بعد نیز عمده ترین کالای صادراتی کشور را آهن پاره های حاصل از جنگهای ارتش ایتالیا تشکیل می داد.
زمانی که لیبی از استعمار ایتالیا آزاد شد تنها معدودی از مردم این کشور تحصیلات دانشگاهی داشتند.
سال ۱۹۵۵ بود که نفت لیبی کشف شد و "ملک ادریس یکم" که با حمایت و نفوذ انگلیسی ها شاه لیبی شده بود کشور را در میان شرکت های نفتی تقسیم کرد.
مثل بسیاری دیگر از کشورهای صادر کننده نفت در آن دوران، درآمد لیبی از سهم نفت بسیار ناچیز بود و همان میزان عایدی هم در میان طبقه ای کوچک از اطرافیان شاه تقسیم می شد و این طبقه را روز به روز غنی تر و غرق در فساد می کرد.
علاوه بر این ملک ادریس به آمریکا و بریتانیا اجازه داد تا پایگاههای نظامی خود، و از آن جمله پایگاه بزرگ "ویلوس" متعلق به ارتش امریکا را در لیبی برپا دارند.
از همین پایگاهها بود که در جریان بحران کانال سوئز و جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، آمریکا برای کمک به اسرائیل و علیه جبهه عربی استفاده کرد. موضوعی که برای ناسیونالیست های عرب و از جمله بخشی از افسران لیبی که با تحسین به "جمال عبدالناصر" و کودتای افسران مصری علیه آخرین پادشاه مصر می نگریستند، سخت گران آمد.
پیش به سوی انقلاب
۱۹۶۹ سالی بود که گروهی از همین افسران تحت عنوان "سازمان افسران آزاد وحدت خواه" در کودتایی آرام و بدون خونریزی به نظام سلطنتی پایان دادند و معمر قذافی ۲۷ ساله لقب رهبر انقلاب را برازنده خود دید." آزادی، سوسیالیسم، وحدت" نیز شعار لیبی تازه شد.
آیا سکه قذافی روی دیگری هم داشت؟
با برچیده شدن حکومت سلطنتی، پایگاههای نظامی خارجی نیز بسته شدند و انقلابیون به سرعت از شرکت های نفتی خواستار دریافت سهم بیشتری از درآمدها شدند.
با ثروت ناشی از نفت سیستم آموزش و پرورش تغییر کرد، مخارج آموزش کارگران و کارشناسان را دولت بر عهده گرفت و سالانه صدها جوان لیبیایی برای تحصیلات عالی روانه دانشگاه های برتر اروپا شدند.
سیستم آموزش تازه کمک کرد تا لیبیایی ها در عرض چند سال، استخراج نفت را نیز خود در دست بگیرند.
قذافی دلارهای سبز حاصل طلای سیاه را نه تنها برای جاه طلبی های نظامی و بذل و بخشش های سیاست خارجی خود هزینه می کرد که چهره لیبی را نیز با سرعتی باور نکردنی تغییر داد و دست به صنعتی کردن کشور زد.
در نتیجه همین سیاستهای اقتصادی بود که در سالهای اخیر صادرات نفت تنها تشکیل دهنده سی درصد درآمد ناخالص ملی کشور شده بود.
لیبی در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ دارای رشد اقتصادی خیره کننده ای بود. نظام بهداشتی و خدمات اجتماعی که در لیبی به اجرا گذاشته شد در سراسر قاره سیاه بی همتا بود.
در صحراهای خشک و بی آب و علف، شهرهائی مدرن سر برآوردند. با استفاده از کارشناسان و شرکتهای غربی سیستم آبرسانی بزرگی ایجاد شد که آب از سفره های زیر زمینی صحرای بزرگ آفریقا استخراج و به شهرهای ساحلی شمال کشور منتقل می شد. قذافی، خود این سیستم آبرسانی را شگفتی هشتم جهان خواند.
آیا نتیجه پایان چهار دهه حکومت قذافی به شکوفایی اقتصادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و از اینها مهمتر امنیت خواهد انجامید؟
بی سوادی اندک و سطح بهداشت در وضعیت خوبی قرار داشت. برخلاف کشورهای همسایه و آفریقایی از کودکان گرسنه در خیابانها ، خبری نبود و چیزی در حدود یک میلیون کارگر خارجی نیز در این کشور مشغول به کار بود.
پرداخت حقوق بیکاری و ارائه وام های بانکی با سود نزدیک به صفر درصد، برای بسیاری از مردمان سراسر قاره آفریقا رویایی دور به شمار می رفت.
قذافی نه تنها توانست قبایل قدرتمند، پر نفوذ و متعدد لیبی را متحد کند که لیبی را پرچمدار وحدت قاره سیاه کرد.
اینها مواردی هستند که در تاریخ لیبی ثبت شده است. گرچه خیلی ها دوست دارند چشم خود را بر گذشته ببندند و تنها به آینده بیندیشند اما پرسش اصلی این روزها آینده انقلاب لیبی است. آیا نتیجه پایان چهار دهه حکومت قذافی و فروریختن دیوارهای "باب العزیزیه" به شکوفایی اقتصادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و از اینها مهمتر امنیت خواهد انجامید؟
یا آنکه همچون تجربه برخی انقلاب ها و انقلابیون ناکام در دستیابی به اهداف خود – که شمارشان هم کم نیست - مردم لیبی نیز روزی حسرت ثبات، امنیت و اقتصاد دوران قذافی را خواهند خورد؟ بی شک پاسخ به این پرسش را باید در تلاش حاکمان و مردمان امروزی لیبی در برقراری یک سیستم متناسب با مختصات خاص این کشور قبیله ای و پراکنده و البته گذشت زمان و در آینده جستجو کرد ،اکنون روز به روز روشن میگردد و بر سر زبانهاست. و آن به شرح زیر است: - در لیبیا برق برای همه مردم رایگان و مجانی بود؛ - در لیبیا بانکهای دولتی به همه مردم اقراض بی بهره میدادند؛ - داشتن خانه و مسکن حق مسلم هر شهر وند بود و جزو حقوق بشر تلقی میشد: - عروس و داماد کمک دولتی بالغ بر50 هزار دالر امریکایی دریافت میکردند تا بتوانند خانه بخرند و زنده گی جدیدی برای خود بر پا کنند؛ - حکومت قذافی از تشکیل خانواده پشتیبانی میکرد؛ - در لیبیا آموزش و پرورش و خدمات طبی مجانی بود؛ - پیش ازرویکار آمدن قذافی فقط 25 درصد مردم لیبیا خواندن و نوشتن بلد بودند. امروز 83 درصد مردم با سواد اند و25 درصد فارغ التحصیل دانشگاهها.؛ - اگر کسی در لیبیا به زراعت میپرداخت ، همه امکانها و وسایل ضرور از قبیل زمین ، خانه ،باغ ووسایل کشت وکار به رایه گان از دولت دریافت میکرد؛ - اگر کسی به امکانهای آموزش طبی نیاز داشت ، که در لیبیا یافت نمیشد دولت مخارج سفر اورا به خارج پرداخت میکرد؛ - اگر کسی وسایط نقلیه میخرید نصف قیمت آنرا دولت پرداخت میکرد، - قیمت بنزین در لیبیا 10 سنت بود؛ - اگر کسی پس از پایان تحصیل کار پیدا نمیکرد دولت حقوق یک شاغل را به او پرداخت میکرد تا کار مناسب پیدا کند؛ - بخش معینی از درآمد حاصل از فروش نفت مستقیماً به حساب بانکی شهروندان لیبیا ریخته میشد؛ -هر مادری پس از زایمان کودکی، 5000 دالر کمک دولتی دریافت میکرد؛ - اکنون 25درصد مردم لیبیا تحصیلات عالی دارند؛ - قذافی بزرگترین پروژۀ لوله کشی جهان را عملی ساخت تا مردم آب آشامیدنی و آب لازم برای زراعت و مالداری در اختیار داشته باشد؛ بیبنید که ناتو و شورشیان متدین آنها با خلق لیبیا چی کردند اکنون باید آوارۀ کشورهای غربی گردند تا اگر بخت با ایشان یاری کند در رستورانتی نیروی کار خویش را به فروش برسانند
دروغ بزرگ!!!عذرخواهی رسمی ایتالیا از لیبی به خاطر استعمار این کشور در گذشته
به گزارش شبکه ایران به نقل از "بیبیسی" نخستوزیر ایتالیا با سفر به لیبی از "معمر قذافی" رهبر این کشور برای سفر به ایتالیا دعوت کرد و در مجلس این کشور به خاطر استعمار این کشور از سوی ایتالیا در گذشته عذرخواهی کرد.
"برلوسکونی" که پس از پایان اجلاس "شرم الشیخ" در مصر به لیبی سفر کرده است از "معمر قذافی" رهبر این کشور به عنوان رییس اتحادیه آفریقا برای شرکت در اجلاس هشت کشور صنعتی جهان که در ایتالیا برگزار خواهد شد، دعوت کرد. برلوسکونی تصریح کرد: ما از سفر شما به ایتالیا خوشحال هستیم و به دنبال پیدا کردن مکان مناسبی برای برپا کردن چادر شما هستیم. برلوسکونی همچنین در این دیدار که در برابر مجلس لیبی برگزار شده بود بر اجرای توافقنامه دوستی و همکاری میان رم و طرابلس که در ماه آگوست گذشته در شهر "بنغازی" امضا شد تاکید کرد و از مردم لیبی به سبب سلطهطلبی ایتالیا در گذشته علیه این کشور عذرخواهی کرد. نخست
وزیر ایتالیا در سخنانی که مورد تشویق حضار قرار گرفت، گفت: ما از شما به
خاطر گذشتهای که خود و فرزندانمان از آن احساس گناه میکنیم، عذرخواهی
میکنیم.
برلوسوکنی در ادامه سخنان خود همچنین افزود: هیچ ملتی با تحمیل فرهنگ و سنن خود، حق غلبه و حکومت بر مردم و ملتی دیگر را ندارد. قذافی نیز در سخنانی اعلام کرد: ما عذرخواهی ایتالیا بخاطر سلطهطلبی این کشور را پذیرفته و از تمام مردم لیبی درخواست میکنیم تا با غلبه بر احساسات خود و در رابطهای بر اساس احترام متقابل، دست در دست دوستان ایتالیایی خود قرار دهند.پایان مطلب/
معمر قذافی، رهبر لیبی در مراسم امضای این توافق با سیلویو برلوسکنی، نخست وزیر ایتالیا در کاخی که زمانی مقر مقام ارشد دولت رم طی حاکمیت استعماری ایتالیا از سالهای 43-1911 بود، گفت: این توافق در را برای همکاری و شراکت میان ایتالیا و لیبی باز میکند.ایتالیا از زمانی که معمر قذافی در سال 1969 به قدرت رسید روابط مشکلی با لیبی داشته اما از اقدام اخیر طرابلس برای بهبود روابط با غرب حمایت کرده است. این توافق مانعی عظیم را برای بهبود روابط در بر خواهد داشت. برلوسکنی اعلام کرد این توافق به 40 سال سوءتفاهم پایان میدهد. وی ادامه داد: این یک اعتراض کامل و اخلاقی به صدمهای است که توسط ایتالیا طی دوران استعماری به لیبی وارد آمده است.
ایتالیا به لیبی غرامت استعمار میپردازد
ایتالیا 5 میلیارد دلار بابت خسارت استعمار 30 ساله لیبی که تا سال 1943 ادامه یافت، پرداخت میکند.
به گزارش سی ان ان، سیلویو برلوسکنی نخست وزیر ایتالیا و معمر قذافی رئیسجمهور لیبی توافقنامهای را بر همین مبنا به امضا رساندند.
بسته 5 میلیارد دلاری غرامت ایتالیا به لیبی شامل پروژههای ساختمانی، اعطای بورس دانشجویی و اختصاص حقوق بازنشستگی برای سربازان لیبیایی است که طی سالهای جنگ جهانی دوم همراه با نیروهای ایتالیایی علیه متفقین به مبارزه پرداختند.
قذافی، سیلویو برلوسکنی را در چادری بزرگ در شهر بن غازی پذیرا شد. نخست وزیر ایتالیا و رئیس جمهور لیبی سپس در زمان صرف نهار به بحث درباره توافقنامه پرداخت غرمت ایتالیا به لیبی پرداختند.
برلوسکنی در زمان صرف نهار طی سخنانی گفت: 200 میلیون دلار از بسته پرداخت غرامت، به پروژههای زیر ساختی که طی 25 سال آینده در لیبی به اجرا در خواهند آمد، اختصاص خواهد یافت.
نخست وزیر ایتالیا به هنگام امضای موافقتنامه پرداخت غرامت به لیبی نیز گفت: امضای این موافقتنامه به معنای آن است که ما از نظر مادی و عاطفی اشتباهاتی را که کشورمان در قبال شما انجام داده مورد شناسایی قرار میدهیم.
دولت رم در قبال این غرامت خواستار آن شده است که لیبی با مهاجران غیرقانونی لیبیایی که از طریق دریا به ایتالیا سفر میکنند، برخورد کند.
به همین منظور ایتالیا دستگاههای نظارتی الکترونیک را با سرمایه 500 میلیون دلار در سواحل لیبی نصب خواهد کرد.
دفتر برلوسکنی در بیانیهای اعلام کرد که نخست وزیر ایتالیا مجسمه ونوس سیرنه، مجسمه رومی تاریخی را که در سال 1913 توسط نیروهای ایتالیایی از ویرانههای شهرک یونانی- رومی سیرنه در سواحل لیبی ربوده شده بود، به این کشور بازخواهد گرداند.
روابط میان لیبی و ایتالیا طی سالهای اخیر بهبود یافته و در چند سال گذشته رهبران سیاسی ایتالیا بارها با قذافی دیدار کردهاند.
دولت طرابلس روز 30 اوت را روز دوستی ایتالیا و لیبی نامگذاری کرده است.
رهبر ليبي به ايتاليا سفر کرد
رم-"معمر
قذافي"رهبر ليبي که دردوران 40 ساله حاکميت خود براين کشور براي نخستين
بار روز چهارشنبه به ايتاليا سفر کرد با "جورجو ناپوليتانو"رييس جمهوري اين
کشور ديدار و گفت وگو کرد. |
قذافي افزود : البته ايتاليا نيز استعمارگرايي را محکوم مي کند و از ليبي عذرخواهي کرد و به همين دليل باب جديدي در روابط ايتاليا و ليبي گشوده مي شود. ايتالياي امروز مدافع صلح، همکاري و دوستي است.
"ليبي در فاصله بين سال هاي 1911 تا 1943 ميلادي پس ازحمله سربازان ايتاليايي تحت استعمار و اشغال ايتاليا قرار گرفت که دولت سيلويو برلوسکوني سال گذشته با عذرخواهي از دولت ليبي به خاطر رفتارهاي استعمارگرانه ايتاليا در آن سال ها فصل تازه اي در روابط تريپولي و رم گشوده شد.
برپايه اين گزارش، معمر قذافي رهبر ليبي درطول اقامت چهار روزه خود در ايتاليا با سيلويو برلوسکوني نخست وزير، نمايندگان مجلس سنا و نيز برخي مقامات ديگر ديدار و گفت وگو خواهد کرد.
درجريان سفررهبر ليبي به ايتاليا همچنين چندين توافقنامه در زمينه هاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي بين دو کشور ايتاليا و ليبي به امضا خواهد رسيد.
سفر قذافي به ايتاليا که براي نخستين بار پس از کودتاي وي در سال 1969ميلادي و حکومت 40 ساله او محسوب مي شود درعين حال با انتقاد برخي نمايندگان حزب چپگراي ميانه "دمکرات"ومخالف دولت ايتاليا روبرو شد واين گروه از نمايندگان ضمن مخالفت و انتقاد از سفر قذافي به ايتاليا ازبرنامه سخنراني روزپنجشنبه رهبرليبي به عنوان رييس اتحاديه آفريقا درمجلس سنا نيزبشدت انتقاد کرده و آنرا شرم آور براي دولت و ملت ايتاليا خواندند.
سيلويو برلوسکوني نخست وزيرايتاليا نيزدرمورد سفر قذافي به ايتاليا گفت: با اين سفر يکي از دوره هاي تلخ تاريخي دو کشور بدست فراموشي سپرده شد.
سرهنگ معمر قذافي درطول اقامت چهار روزه خود در رم پايتخت ايتاليا در چادر سنتي که براي او و همراهان وي در يکي از پارک هاي پايتخت برپا شده است اسکان خواهد يافت.
ايتاليا سال گذشته ميلادي با امضاي توافقنامه اي با ليبي ضمن عذرخواهي از اين کشور متعهد شد براي حدود 30 سال اشغال و استعمار سالانه 200 ميليون دلار طي 25 سال و مجموعا پنج ميليارد دلارغرامت پرداخت کند.
به اعتقاد مقامات ليبي، سربازان ايتاليايي درطول استعمارهزاران نفر از مردم ليبي را به قتل رسانده و دهها هزار تن را نيز دراين دوره استعماري از شهرها و دهکده هاي خود آواره کردند
وسرانجام

SHIA-NEWS شيعه نيوز:
به گزارش «شيعه نيوز» ، مطبوعات ایتالیایی فاش کردند که ایتالیا و فرانسه در حال رقابتی استعمارگونه برای دستیابی به ثروت های طبیعی لیبی هستند.
فرانسه و ایتالیا که در گذشته ای نه چندان دور، از نزدیک ترین هم پیمانان رژیم قذافی بوده، و روابط اقتصادی و سیاسی بسیار تنگاتنگی را با این رژیم داشتند، با آغاز انقلاب مردم لیبی و متزلزل شدن پایه های رژیم استبدادی قذافی، با چرخش 180 درجه ای مواضع، ناگهان خود را از مدافعان مردم لیبی معرفی کرده و عملیات گسترده ای را علیه رژیم قذافی آغاز کردند. اقدامی که بسیاری از ناظران تاکید کرده ند هدف از آن دستیابی به ثروت های طبیعی و بویژه نفت لیبی است.
پس از انتشار این رسوایی در مطبوعات، "فرانکو فراتینی" وزیر امورخارجه ایتالیا در اظهاراتی تلویزیونی، مطالب منتشر شده درباره رقابت شدید کشورش با فرانسه برای استعمار لیبی را رد کرد.
منبع : العالم